عباس اقبال آشتيانى

21

تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )

سلطان محمد براى آنكه حقيقت اين اخبار را تحقيق نمايد و بر ميزان استعداد قشون مغول اطلاع حاصل كند هيئتى را به رياست يكى از اركان دولت خود كه سيّد اجلّ بهاء الدّين رازى نام داشت به چين فرستاد . نمايندگان مزبور بعد از عبور از تركستان شرقى بحدود پكن پايتخت سلسلهء كين كه در اين تاريخ بدست مغول افتاده بود رسيدند . صاحب كتاب طبقات ناصرى اطلاعات ذيل را شفاها از سيد اجل بهاء الدين گرفته و چنين نقل مىنمايد : « چون بحدود طمغاج و نزديك دار الملك آلتون خان ( نام عمومى پادشاهان سلسلهء كين ) رسيديم از مسافت دور پشتهء بلندى سپيد در نظر آمد تا بدان موضع بلند دو سه روز منزل يا زيادت بود ما را كه فرستادگان خوارزمشاهى بوديم چنان ظن فتاد كه مگر آن بلندى سپيد كوه برف است و از راهبران و خلق آن زمين پرسيديم گفتند آن جمله استخوان آدميان كشته شده است ، چون يك منزل ديگر رفتيم چنان زمين از روغن آدمى چرب و سياه گشته بود كه سه منزل ديگر در آن راه ببايست رفت تا به زمين خشك رسيديم چندين تن از عفونت آن زمين بعضى رنجور و بعضى هلاك شدند ، چون بدر طمغاج رسيديم بر يك موضع در پاى برج حصار استخوان آدمى بسيار جمع بود كه استفسار كرده آمد چنان تقرير كردند كه در روز فتح اين شهر بيست هزار دختر بكر را از اين برج بيرون انداختند و همان‌جا هلاك شدند تا بدست لشكر مغل نيفتند اين جمله استخوانهاى ايشانست . » چنگيز خان نمايندگان خوارزمشاه را باحترام تمام پذيرفت و به ايشان پيغام داد كه بسلطان بگويند كه چنگيز همچنان‌كه خود را پادشاه شرق مىداند خوارزمشاه را نيز فرمانفرماى غرب مىشمارد و مايل است كه بين طرفين صلح و مسالمت برقرار بماند و از ممالك خوارزمشاهى و چنگيزى كاروانها و تجار بيايند و بروند و امتعه و مال‌التجاره‌هاى خود را معاوضه و دادوستد كنند . بدويان مغولستان بمناسبت احتياجى كه به محصولات و امتعهء بلاد آباد اطراف مساكن خود داشتند به تجارت و داير نگاه داشتن طرق معاملات اهميت بسيار مىدادند و قبل از عهد چنگيز بين طوايف مغول و مردم چين تجارت معتبرى داير بود و سكنهء مسلمان تركستان شرقى و اويغورها واسطهء اين تجارت محسوب مىشدند . تجار مسلمان رعاياى خوارزمشاه از يك طرف و چنگيز خان از طرفى ديگر مايل بافتتاح راههاى تجارتى قديم و داير ماندن آنها بودند ولى خوارزمشاه شخصا به اين مسايل اعتنائى نداشت و سياست جهانگيرى چشم خرد او را پوشيده بود چنان كه نمايندگانى را كه به چين فرستاد فقط به جهت كسب اطلاع و تحقيق اخبار و دانستن قدرت و قوت مغول بود و به هيچ‌وجه بمنافع رعاياى خود و مصالح مملكت توجهى ظاهر